(الاله كوهسارانم ته اي یار بنفشه جو كنارانم ته اي یار )
نه سوز داغ اكبر راحتش بود نه ديدار برادر طاقتش بود
نه كام تشنه اصغر سبك بود كه بر دستش زده پر پر سبك بود
همه ياران خود را كشته مي ديد به نوبت جسمها با دست مي چيد
سرش را رو به بالا مي گرفت او به ذكر شكر لله يا مدد هو
دل رنجور او خوش از خدا بود سراپاي وجودش كربلا بود
به الحان حزين مي داد آواز بدان سر مستي اش مي گفت اين راز:
(خوش آن ساعت كه ديدار ته وينم سخن واته كرم وا ته نشينم)
حسين بن علي سلطان عشق است مناي كربلا ميدان عشق است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلامم بر تن صد چاک چاکت
تن بي غسل اما پاک پاکت
سلامم بر سر بر نيزه رفته
بپاي سرخ يک انگيزه رفته
سلامم بر رخ بر خاک خفته ت
سلامم بر لب تکبير گفته ت
سلامم بر تن تب دار سجاد
برآن قاسم که شيرين جان خود داد
سلام ما بر آن روح منعيت
سلام ما بر آن عزم رفيعت
سلام من بتو آغشته در خون
دل ما را نمودي همچو مجنون
سلام من بر آن لبهاي عطشان
بر آن صورت برآن بشکسته دندان
بخون سرخ جاريت سلامم
درود ت ورد من در صبح و شامم
سلام ما بر آن انگشت و خاتم
گرفته شيعه از اين سوز ماتم
به زينب صد سلام ودردهايش
بر آن سنگيني غم بر رضايش
سلامم بر علي اکبر تو
به خلق و خلق چون پيغمبر تو
سلامم بر علي شير خوارت
که خوابيده هميشه در کنارت
سربابا و دامن، آه و ناله
سلام ما به بانوي سه ساله
سلام ما بر آن معصوم طفلان
شب و تاريکي و خار مغيلان
بر آن افتادگان در خاک بدورد
برآن ابدان پر از چاک بدرود
سلام ما به ياران شهيدت
سلام ما به انصار رشيدت
توخورسيد حقيقت در زميني
چه زيبا بر دل وجان می نشيني
تو آن ماه منير آسماني
مرا از گم شدن ها مي رهاني
تو کشتي نجات چون مني من
که با تو مي شوم از سيل ايمن
توئي فانوس دريائي جانم
که با تو خود به ساحل مي کشانم
تو آن مهر فروزان جهاني
حيات و زندگي بر ما فشاني
حسين جانم توآن باب نجاتي
حسين جانم توآن آب حياتي
حدوثت باعث بود زمين است
وجودت گنج موجود زمين است
زخاک کربلا جانها شفا يافت
زيمن کربلا عالم بقا يافت @
تو مارا با شرف کردي ملازم
قبولاندي که باشد عشق لازم
تو فهماندي که انسان پاک بايد
مکا نش برتر از افلاک بايد
بجز حق بر کسي گردن نشايد
قبول زور هر ظالم نبايد
پذيراي ستم بايد نگشتن
که مقهور فتن بايد نگشتن
مساوات و عدالت از تو ميراث
نبرد با جهالت از تو ميراث
نه بايد ظلم کردو نه ستم ديد
نه بايد هجو مومن گفت و بشنيد
حلال و پاک را مصرف ببايد
حقوق سائلان در کف ببايد
نه مال ديگران را مي توان خورد
نه با توجيه کاذب مي توان برد
نه با همسايه بد کردن روا هست
نه از انگور و خرما مي توان مست
نبايد با کتک آزار کس کرد
نبايد کاراز روي هوس کرد
خلايق در امان از خشم ما به
همه بس محترم در چشم ما به
حسين آموزگار مکتب ماست
فرامينش همه مشق شب ماست
تمام درسهايش مهر و خوبي است
همه پيکاراو ابليس کوبي است
تمام درس عاشورا چنين است
اَلا، راه حسين خود عين دين است
نبودي يا حسين اسلام مي مرد
که کعبه با هجوم شام مي مرد
قيامت ناجي اهل زمين بود
شهادت راه تو در امر دين بود
يزيد هر زمان از توست معدوم
شکست باطل از حق است محتوم
بسوزم تا دم شام غريبان
بگويم يا حسين جان يا حسين جان
يتيمان و يتمان و يتيمان
بپاي لخت در خار مغيلان
من آشفته(( شيداي)) تو هستم
به اميد رضاي تو نشستم
شفاعت کن تو مارا در قيامت
که مشهور از شما باشد کرامت
حسين بن علي سلطان عشق است مناي كربلا ميدان عشق است
یعقوب آروند -رشت . اربعین سال 96 شمسی
برچسب:
نویسنده: لیلا رحیمی